همپای بهار، فرزندی در راه ...
موسیقی عشق
***PLAY***

|
بهارم، دخترم، از خواب برخیز شکرخندی بزن، شوری برانگیز. گل اقبال من، ای غنچهی ناز بهار آمد تو هم با او بیامیز.
بهارم، دخترم، صحرا هیاهوست چمن زیر پر و بال پرستوست. کبود آسمان همرنگ دریاست کبود چشم تو زیباتر از اوست.
بهارم، دخترم، نوروز آمد تبسم بر رخ مردم کند گل تماشا کن تبسمهای او را تبسم کن که خود را گم کند گل
بهارم، دخترم، دست طبیعت اگر از ابرها گوهر ببارد؛ وگر از هر گلش جوشد بهاری؛ بهاری از تو زیباتر نیارد.
بهارم، دخترم، چون خندهی صبح امیدی میدمد در خندهی تو. به چشم خویشتن میبینم از دور بهار دلکش آیندهی تو.
|
راستش همیشه شیفته عشق بیکران و پاک نهفته در این ترانۀ بی مانند بودم اما هرگز فکر نمیکردم روزی خودم فرزندی داشته و آنرا از ته دل برایش نجوا کنم...
2
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 3:16 قبل از ظهر  توسط کوشا
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|