ای طلا بانوی ناب خاوری بسه تن دادن به نا برابری چه کسی گفته من از تو بیشترم چه کسی گفته تو از من کمتری شرم قصه ی منه سکوت من بی سبب هرگز نبود غروب تو من شریک جرم آزار تو ام در لباس یاور و محبوب تو
زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
نازنین از قفس بیزار من جای تو گوشه ی خاموشی نبود همدل و همراه من خونه ی تو پشت پرده ی فراموشی نبود قصه ی حوا رو بسپار دست باد بذار این افسانه رو باد ببره گرچه باد از نفس افتاده هم ،این فریب کهنه رو نمی خره زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن تو همونی که به بیراهی رسید وقتی که باد اومد صدامو ببره چه کسی گفته که تو سفره شب سهم خورشید من از تو بیشتره من تموم کردم کلام درد تو بعد از این نوبت توست بانوی من این صدا و این ترانه مال تو بی گذشت از غفلت من حرف بزن
زخمی باغ عدن جفت من، نیمه ی من اسم پرشکوهتو با غرور فریاد بزن
2
نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط کوشا
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
علیرضا(کوشا) هستم. خبرنگار آزاد و دانشجوی مطالعات خاورمیانه. اینجا ممکنه از کارام, خاطراتم, دلنگرانیهام از جمله آسیبهای اجتماعی و حقوق بشر و یا هر اونچه که احساس نیاز کنم بنویسم. سعی میکنم یکشنبه ها برگردم...تا اون موقع قابل بدونید نظرات تون کمکم میکنه.