تبليغاتX
۞ مجله دوستی ۞
۞ مجله دوستی ۞
کوشا
شماره بیست و هفتم
 احساس غریبی هست. هشتم مارس امسال به ظاهر گذشت اما هر چه که به اون نگاه میکنم ۱ ۲ ۳ ۴ برام تازه زنده و پویاتر از همیشه هست.گو اینکه اونطور که سارای عزیز به زیبائی سروده...

...آتش خوب گرفته است
دارد می‌سوزاند

و

دیگر خاموش نمی‌شود

 موسیقی عشق             زیباتر و خلاقتر از این ممکن نبود...           Play

نه بگو نه بگو نه


به دستی که شلاق مرگه
به چشمی که فصل تگرگه
به پرونده زرد پاییز که برگه که برگه همه اش برگ برگه

به اعدام بارون بگو نه
به تقدیر گریون بگو نه
به این سال و ماه شکسته به این سقف ویرون بگو نه!

به رسمی که سرزندگی نیست
به فصلی که بارندگی نیست
به تاریخ تلخی که توش زندگی نیست

نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه

به قانون رسما ، تنی تو ، فقط تن
به این خط کشی ها ، دنیای بی زن

نه بگو نه بگو نه
نه بگو نه بگو نه

                                                                           ترانه تر و تازۀ معصومه با صدای گلارا 

براستی که علیرغم مهیب ترین دیکتاتوریها جامعه ای ۷۰ ملیونی رو نمیشه از تکاپو و مطالبه حقوقش بازداشت و روز به روز و البته با رنج بسیار روشنتر میشه که نوک این پیکان زنها هستن... جز اینه؟ 

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin