امروز به دو صحنه اتفاقی برخوردم که شیرینی یکی درمندی دیگری رو صد چندان کرد.اینها صحنه های پرشکوه و بی نظیری هست که کودکان ناشنوای! چینی خلق کردن... Play Clip
و این شمه ای از سرنوشت کودکان ایرانی که روی دریائی از منابع و دارائی ها و پیشینه فرهنگی و ... خوابیده اند ... اما چه سود که ...
پروانهها در آتش

شهرستان لردگان استان چهار محال بختیاری آبستن فا جعهیی بود که شنیدن اون حتی دل سنگ رو آب میکرد و چشمها رو اشکبار و دل رو دردمند. صبحزود یکی از روزهای سرد زمستونی بچههای روستای سفیلان از خواب بیدار شدن. بچهها زودتر از همیشه از خواب بلند شدن چون روز امتحان جغرافیا هست. راستی روستاشون در کدوم نقطه جغرافیایی زمین قرار داره. بچهها تا پاسی از شب بیدار بودن تا شهرها و کوهها ی سرزمین کهن خودشون رو بهخاطر بسپارن. در ذهن کوچک و مهربونشون همه شهرها رو مثل روستای محرومشون سیر میکردن. زینب از خودش سؤال کرد کاخ شاه که تصویرش توی کتابش بود الان دست کیه؟ خوش به حالش. اونجا نه سرما و سوز است و نه دود اجاق... ...ناگهان بخاری داغ پلار در میانه راهرو به زمین میافته شعلههای سوزناک کلاس رو فرامیگیره.بچههامیترسن. دخترهاجیغ میکشن بخاری اونقدر داغ بود که دستای معلم به بدنه اون چسبید و مجال نداد تا اون رو به حیاط برسونه. میز و صندلیهای چوبی اتاق رو به جهنمی تبدیل میکنه و پروانههای کوچک(۱۳ دانش آموز پسر و دختر) درون آتش پرپر میزنن. آموزش و پرورش دو روز بعد از حادثه در تلویزیون رژیم گفت «حتی کاربراتوری کردن بخاریهای مدارس نیاز به اعتباری دارد که آموزش و پرورش از عهده تأمین آن برنمیآید»!!! خلاصه شده متن کامل
24دیماه رو در سالگرد پرپرشدن دانشآموزا و معلم دلسوزشون گرامی میداریم.
|