موسیقی عشق
چه کسی میخواهد من و تو مانشویم؟ خانه اش ویران باد!
یادش بخیر بچه که بودم با خوندن این شعر چقدر از نبوغ شاعر به وجد اومدم: تو به من خنديدي/ و نمي دانستي/ من به چه دلهره از باغچه همسايه/ سيب را دزديم
باغبان از پي من تند دويد/ سيب را دست تو ديد/ غضب آلوده به من كرد نگاه/ سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك/ و تو رفتي و هنوز/ سالهاست كه در گوش من آرام آرام/ خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم/ و من انديشه كنان غرق اين پندارم /كه چرا /خانه كوچك ما سيب نداشت؟
اونروزا فهم معادله فقر چه ساده بود. بزرگتر که شدم از این قطعه پر شور و مردمی که همیشه بیرق هر حرکت و اعتصابی بود ذوق میکردم:
من اگر برخيزم/ تو اگر بر خيزی/همه بر می خيزند
من اگر بنشينم/تو اگر بنشينی/ چه کسی برخيزد؟
چه کسی با دشمن بستيزد؟/چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن در آويزد؟
راستی نتیجه گیری لزوم مبارزه چه روشن و مبارزین چه پر ارزش بودن.اینروزا اما در دوران افولها و غروبها و روزگار قلب و قتل ارزشها, اتحاد عملی ملاها و آقاهای عالم, با خرجهای ملیون دلاری واسه فریب افکار عمومی, از مبارزا و آزادیخواها و اونا که ننشستن و ایستادن و به هر قیمت مقاومت میکنن, شیطان سازی میکنن و بقیه رو هم به نشستن و تن دادن به هر خفت و خواری و ادامه فقر و فساد و فحشا با اسامی شیک مسالمت و عدم خشونت و... دعوت میکنن تا مبادا قبه و بارگاهشون به خطر بیافته.اینجاست که باید از ته دل و اعماق ضمیر فریاد زد:
چه کسی میخواهد من و تو مانشویم؟ خانه اش ویران باد!
یاد شاعر برجسته میهنمون حمید مصدق رو در سالروز فقدانش ۷ آذر گرامی بداریم
|