موسیقی عشق
مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازهتر كن
بلبل پر بسته ز كنج قفس درا play Farhad
نغمه آزادي نوع بشر سرا play Shakila
مرغ حق
شاه مست وميرمست وشحنه مست و شيخ مست / زين سيه مستان به هـر سو فتنه و غوغا بپاست “ ملک الشعـرای بهار “
" در اين مدت هر روز که چشم بروشنائی زندگی گشوده ام از وصف بدبختی ورنجهای اجتماع محروم ايران انديشه های تازه ای در خويش يافته ام چطور ممکن است تا روح کسی به دردهای مردم خو نگيرد، تا از همه مصائب و بدبختی های جامعه با خبر نباشد و تا رنج و عذاب ميليون ها برهنه تراخمی و علفخوار بينوا را حس نکند تا از ظلم وستم گری فاسد ترين طبقات ممتازه ای که ننگ تاريخ چند هزار ساله ايران است بستوه نيايد مثل داغ ديده ها و مصيبت کشيده ها اينطور ناله و فرياد و زاری کند؟ می گويند مرغ حق در کنار خرابه ها آنقدر ناله سر می دهد تا دل او بصورت خون بيرون می ريزد و از صدا می افتد! نصيب من نيز اين شده است."
در سپيده دم نوزده آبان ۱۳۳۳ خورشيدی، خاک ايران به خون يکی از ارزنده ترين فـرزندان ميهـن، دکتر حسين فاطمی در حالی که در تب میسوخت!با اعدامش گلگون شد. در بزرگداشت این خار چشم شیخ و شحنه چه افتخاری فراتر و گویاتر از بیان بی آلایش و حق شناس خود دکتر مصدق: "... اگر ملی شدن صنعت نفت خدمت بزرگیست که به مملکت شده است ، باید از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود سپاسگزاری کرد."
|