موسیقی عشق
ترانه کودکانه فرهاد چقدر دلنشین و خاطره انگیزه اما... کودکی ها هم کودکی های قدیم...آیا بنفشه احساس کودکی در بیشمار کودک خیابونی امروز میهنمون در دام زمستون فقر و فساد و اعتیاد و...مجال حتی جوونه زدن پیدا میکنه؟؟؟ play
آغوش سرد خيابانهای بیرحم
کمکم هوا در حال روشن شدنه. مادر نگاهی به ساعت میاندازه. وقتشه که ديگه از خونه بيرون بروه ترس تمام وجودش رو گرفته. به اطرافش نگاه میکنه تا مبادا کسی او رو ببينه. نوزاد در آغوشش مدام ضجه میزنه. انگار میدونه... هوا سرده. مادر کودک رو محکم به خودش میفشاره تا گرمای وجودش زندگی بخش فرزندش باشه. اما چطور میتونه با ۵ فرزند بدون پدر از عهده مخارج زندگی برآد؟ زن ديگه يارای مقاومت در برابر گوشه و کنايههای اين و اون رو نداره تا کی بايد نگاههای خبيث و آزاردهنده مرد صاحبخونه رو تحمل کنه و دم نزنه.مدام خودش رو دلداری میدهه که اینطوری لااقل شاید بیشتربه نفع بچه هست.به مسجد محله میرسه!جائی که میشه کودک شيرخواره رو پشت درش گذاشت سختترين لحظه فرا میرسه... زمان وداع مادر با جگرگوشهاش... و تازه فاجعه در راهه.. خلاصه شده از... متن کامل
یک روز شاید یک روز که آفتاب گیسوی نقره ای دماوند پیر را نوازش میکند دریک غریوتند بارانی در یک نسیم نوازشگر بهار
یک روز
شاید
همراه پرواز پرستویی عاشق
واژه لبخند به سرزمین سوخته من برگردد .
امید ، کوبه بر در بفشارد
و سپیدی ، جای تمام این سیاهی ها را پر کند
آن روز بر مردگان نیز
سیاه نخواهم پوشید
حتی بر عزیزترینشان پروانه اسکندری
|