موسیقی عشق
با هم از نوای سحر انگیز مرضیه (این خواننده بسوی عشق برای نسلهای پی در پی چه در ترانه ها و چه در زندگی حماسی اش)در تصنیف بی نظیر چی بگم؟ لذت ببریم... play

سيری به سوی جوانی
خانم مرضيه ميخواند «من كيام؟ آهي» و من هميشه وقتي بهاو نگاه ميكنم ميبينم از آن دسته آدمهايي است كه با اين كه خودشان اصلاً خجالتي نيستند همواره آدم را شرمنده ميكنند. او بهراستي آهي سوزان و شعلهور است. از موي سپيدش بوي مادر ميشنوم و از انبوهي آن احساس ميكنم عمر انسان بهسال تولدش ارتباطي ندارد. يك زن, يا مرد, ميتواند در شناسنامه جوان باشد و در دل پير و فرتوت. در جمهوري آخوندي بهقدري پيشرفت كردهايم كه حتي كودكانمان هم پير شدهاند. اما نگاه بهخانم مرضيه بهآدم ميفهماند كه انسان ميتواند در شناسنامه سن و سالي را پشت سر گذاشته باشد ولي در زندگي و رفتار و كردار روند پير شدن را متوقف كند. برعكس, سيري بهسوي جواني و شادابي داشته باشد. آخرين باري كه ديدمش چند روز پيش بود. بي اختيار چند دقيقه پنهاني زير نظر گرفتمش. اين زن هشتاد ساله جوانتر از 11-12سال پيش است كه براي اولين بار ديدمش. بعد از آن بيشتر با خانم مرضيه حشر و نشر داشتم. بيشتر شناختمش. علاوه بر شادابي و سرزندگي او, اندكي هم با غمهايش آشنا شدم. از دل نگرانيهايش شنيدم و جسارتهايش را لمس كردم. وفاي بهپيمانش بهراستي هميشه مرا بهياد حافظ و مولانا مياندازد. در بذل محبتي كه بيدريغ نثار ميكند هيچوقت خسته نميشود. تنها زني بوده است كه ابروان طاق بهطاق بالا كشيدهاش نشان از غرور دارد و اين غرور آدم را اذيت نميكند. خلاصه شده متن کامل

2
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط کوشا
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|