تبليغاتX
۞ مجله دوستی ۞
۞ مجله دوستی ۞
کوشا
یه سفر رفتم به اون خاک ، شد همه خاطره هام پاک!!!

 موسیقی عشق

 دوست مهربونی همین الان این کلیپ رو برام فرستاد. حیفم اومد با شما تقسیمش نکنم. به کارهای خانم زیبا شیرازی بعنوان یک صاحب سبک علاقه داشتم هرچند فراتر از اون شخصیت و پرنسیبهاش برام جاذبه داره، اما ظاهرا مسلم منصوری داره با کارهای جدیدش گام به گام  هر چه زیباتر این عناصر رو به تصویر هم میکشه و بهتر میشناسونه.

               

 لینک مستقیم:   http://www.youtube.com/watch?v=S2ZvMKcR5C4

  عشق بازگشت به وطن خیلی سوزان و  حتی مقدسه ،طبعا نه هر بازگشتی، خصوصا از انواعی که این روزها مد و مشروع شده انگار نه انگار که این بزرگترین مهاجرت تاریخ معاصر این ملت دردکشیده علتی هم داشته! منم مثه خیلی های دیگه اصلا به همین عشق رنج این سالیان و هزار کوره راه  رو سرکردیم. اما با خبرا و شنیده های این روزا و بعد از شنیدن این ترانه انگار احساس گنگی که داشتم فرم و کلماتش رو پیدا کرد. راستش هنوزم دستم میلرزه از این که این احساس درونی مو بروز بدم اما واقعا احساس میکنم به حرمت خاطراتم که دیگه تنها دارائیهام از اون خاکه، واقعا دیگه نمیخوام حتی در شعار دم از بازگشت به وطن بزنم. یه جورائی میترسم . نمیخوام دیگه حتی خاطراتم رو هم از دست بدم... فاجعه جاری دیگه برام غیر قابل هضم و تصوره یا حداقل از ظرفیت من یکی خارجه.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1:28 قبل از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد!

 موسیقی عشق

 لینک مستقیم:  http://www.youtube.com/watch?v=sQeLftybx0s

با اینکه دارن سیاه پوشا،از توی شط کوچه ها،جمع میکنن ستاره های پر پرو
با اینکه دارن عذادارا،از زیر آوار و جنون،در میارن کفترای خاکسترو
با اینکه بوی تفتیش و خون،پیچیده توی قصه ها
با انکه صدای انفجار،مرثیه خونه همه جا،همه جا،همه جا
***
با اینکه داس دلهره،گردن این دقیقه ها رو میشمره
با اینکه آینه از شب و گریه پره
با اینکه توی مهتاب و آب،صدای کوچه هست و شتاب
با اینکه توی پستوی ذهن همه کس،رد گریزه و قفس،قفس،قفس
***
هنوزم میشه قربانی این وحشت منحوس نشد
هنوزم میشه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد
میشه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد

این دومین کار مشترک مسلم منصوری با ابی بعد از شاهکار بانوی خاوری هست و آنهم اینبار با شعر ایرج جنتی عطائی و موسیقی سیاوش قمیشی. کلکسیونی از بهترینها. برای خواننده ای مثل ابی که ترانه هائی با چنین مضمون و محتوائی نمیخوانده تحول بزرگی هست. اما راستش بیش از هر چیز کلام شعر برای من تکاندهنده بود. شاید بخاطر اینکه بیش از هر زمان دیگه ای یاس و انفعال و بیش از اون بی تفاوتی و حتی در انبوه موارد خو کردن و تن دادن به هر ذلتی گریبانگیر بسیاری شده بیش از هر زمان دیگری آدما از هم و از آرمانهاشون دور شدن. و توی چنین وانفسائی این هارمونی و پیام قوی هم در کلام هم در تصویر و هم در صدا برام خیلی غیر قابل منتظره و بسیار احترام برانگیز بود. احساس کردم توی پستوی ذهن منهم به درجاتی همین رد بوده و احساس کردم میتونم باور کنم وقتی در دنیای هنر چنین همکاری غیر منتظره ای چنین نتیجه زیبا و موفقی داشته حتما در مابقی عرصه های مبارزه اجتماعی هم همدلی، همکاری و اتحادهای غیر قابل انتظار، امکانپذیر و نتایج فوق العاده ای خواهد داشت. هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشد!
2 نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط کوشا  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin