تنها یک هفته به اعدام ولی الله فیض مهدوی مانده ...

حرکت جانکاه عقربه ساعت به سمت 26 ارديبهشت بسرعت ادامه داره. هیچ درنگی جایز نیست.
|
به احترام و بزرگداشت روز جهانی کارگر
موسیقی عشق PLAY FARSI PLAY FRENCH
«سرود انترسيونال» در اصل به زبان فرانسه و توسط «اوژن پواتيه» [Eugén Pottier] سروده شده. . او در خانوادهاي فقير تولد يافت و تمام عمر خود را در فقر گذراند.در روزهاي تشکيل کمون پاريس در سال 1871 ميلادي «اوژن پواتيه» به عضويت کمون انتخاب شد، ولي بعد از يورش پليس فرانسه در 18 مارش آن سال و سقوط کمون، «پواتيه» مجبور شد به تبعيد اول به انگستان و از آنجا به آمريکا برود. شعر مشهور «انترناسيونال» را او در ژوئن سال 1871ميلادي و در فرداي شکست خونين ماه مه آن سال سرود.«پواتيه» در سال 1880 ميلادي به فرانسه بازگشت. نخستين دفتر اشعار او در سال 1884، و دومين جلد آن تحت عنوان «ترانههاي انقلابي» در سال 1887 بهچاپ رسيد. او سه سال بعد از چاپ اين دفتر، در هشتم نوامبر سال 1887 در فقر و تنگدستي در پاريس درگذشت.اين سرود به بيشتر زبانهاي دنيا ترجمه شده. نکتۀ قابل توجهاي که در برگردان اين سروده وجود دارد اين است که در تمامي ترجمهها نه تنها معاني جملههاي به کار رفته در آن همسان و با هم يکيست، بلکه مفاهيم در قالب سيلابهاي سرود همخوان و بر يک قرار هستند. به اين معنا که اگر گروهي متشکل از چندين نفر با چند زبان مختلف اين سرود را همزمان با هم، ولي به زبان رسمي خودشان به شکل کر بخوانند، براي کسي که ميشنود اجرايي يکدست و واحد جلوه خواهد کرد.برگردان «شاملو» از متن فرانسه اين سروده انجام شده است:
برخيزيد، دوزخيان زمين!
برخيزيد، زنجيريان گرسنگي!
عقل از دهانۀ آتشفشان خويش تندر وار ميغرد
اينک! فورانِ نهائيست اين.
بساط گذشته بروبيم،
بهپا خيزيد! خيل بردگان، بهپا خيزيد!
جهان از بنياد ديگرگون ميشود
هيچيم کنون، «همه» گرديم!
نبرد نهائيست اين.
بههم گرد آئيم
و فردا «بينالملل»
طريق بشري خواهد شد.
رهانندۀ برتري در کار نيست،
نه آسمان، نه قيصر، نه خطيب.
خود به رهائي خويش برخيزيم، اي توليد گران!
رستگاري مشترک را برپا داريم!
تا راهزن، آنچه را که ربوده رها کند،
تا روح از بند رهائي يابد،
خود به کورۀ خويش بردميم
و آهن را گرماگرم بکوبيم!
نبرد نهائيست اين.
بههم گرد آئيم
و فردا «بينالملل»
طريق بشري خواهد شد.
کارگران، برزگران
فرقۀ عظيم زحمتکشانيم ما
جهان جز از آن آدميان نيست
مسکن بيمصرفان جاي ديگري است.
تا کي از شيرۀ جان ما بنوشند؟
اما، امروز و فردا،
چندان که غرابان و کرکسان نابود شوند
آفتاب، جاودانه خواهد درخشيد.
نبرد نهائيست اين.
بههم گرد آئيم
و فردا «بينالملل»
طريق بشري خواهد شد.
|
خودرا دوباره بیافرینیم
موسیقی عشق PLAY

دستی که چراغ برمیکند دست ماست
آنکه آواز می خواند مائیم
آنکه بر راه می ایستد
بر راه می گرید
می میرد
برمی خیزد
و بر راه می گذرد مائیم
و راه هرگز از طول خویش خسته نخواهد شد
ای یار
گوش با من دار
ما خود راهیم...
اسماعيل وفا يغمائي
خودرا دوباره بیافرینیم
از مجموعه مزمورهای زمینی
|