كهن ديارا
بود كه برخود ، دري گشايم ، غم درون را ، برون كشانم
چنا ن سراپا ، شب سيه را ، به چنگ و دندان ، درآورم پوست
كه صبح عريان ، به خون نشيند ، بر آستانم ، در آسمانم play
مرا هر شعر دريايي است
دريايي است لبريز از شراب خون
كجا شهد است اين اشكي كه در هر دانه ي لفظ است ؟
كجا شهد است اين خوني كه در هر خوشه ي شعر است ؟
چنين آسان ميفشاريد بر هر دانه لبها را و بر هر خوشه دندان را
مرا اين كاسه ي خون است
مرا اين ساغر اشك است
چنين آسان مگيريدش
چنين آسان منوشيدش متن کامل
|
یار دبستانی من ، با من و همراه منی/چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه/ترکه بیدادوستم مونده هنوز رو تن ما
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه/کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
ترانه اصلی و اولین اجرای "یار دبستانی"با صدای جاودانه"فریدون فروغی"که اجازه انتشار نگرفت! play
ترانه یار دبستانی من درخاطره جوونای ایران به ویژه دانشجوها فقط یه ترانه نیست. گرچه زمان ساخت ترانه اولین سال بعد از انقلابه،اما استفاده مجدد ازاون به اجتماعات دانشجویی برمی گرده. جایی که دانشجوهای معترض با دستایی درهم گره کرده اونرو دوباره و دوباره خوندن ومیخونن.ترانه یار دبستانی سرگذشتی مشابه روز دانشجو داره. این ترانه که موزیک متن روزهای دانشجو در سالهای گذشته بوده درست مثل اون روز که دیگه فقط نشونی از سه دانشجوئی نداره که در تظاهرات ۱۶ آذر ۱۳۳۳ در دانشگاه تهران کشته شدن حالا هم فقط نشونی از سازنده اش نداره و با خاطرات یک نسل یا بهتر بگیم یک ملت عجین شده. منصور تهرانی سراینده و سازنده ترانه در باره استفاده ازاین ترانه به شکل امروزی قبل از درگذشتش در غربت گفته بود: هنگامى كه سالها پيش دانشجوها براى اولین بار اون رو در پارك لاله خوندن و بعد توسط اونها و اقشار ديگه در محافل گوناگون خوندنش ادامه پیدا کرد خیلی خوشحال شدم و مايه مباهات من شد.اين شعر از دل من اومده و لاجرم بر دل مخاطب هم نشسته و جوونها اون رو پسنديدن و خوندن.
شانزده آذر روز دانشجو گرامی و فریادها و هم خوانیها هر چه خروشانتر باد
|
موسیقی عشق
چه کسی میخواهد من و تو مانشویم؟ خانه اش ویران باد!
یادش بخیر بچه که بودم با خوندن این شعر چقدر از نبوغ شاعر به وجد اومدم: تو به من خنديدي/ و نمي دانستي/ من به چه دلهره از باغچه همسايه/ سيب را دزديم
باغبان از پي من تند دويد/ سيب را دست تو ديد/ غضب آلوده به من كرد نگاه/ سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك/ و تو رفتي و هنوز/ سالهاست كه در گوش من آرام آرام/ خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم/ و من انديشه كنان غرق اين پندارم /كه چرا /خانه كوچك ما سيب نداشت؟
اونروزا فهم معادله فقر چه ساده بود. بزرگتر که شدم از این قطعه پر شور و مردمی که همیشه بیرق هر حرکت و اعتصابی بود ذوق میکردم:
من اگر برخيزم/ تو اگر بر خيزی/همه بر می خيزند
من اگر بنشينم/تو اگر بنشينی/ چه کسی برخيزد؟
چه کسی با دشمن بستيزد؟/چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن در آويزد؟
راستی نتیجه گیری لزوم مبارزه چه روشن و مبارزین چه پر ارزش بودن.اینروزا اما در دوران افولها و غروبها و روزگار قلب و قتل ارزشها, اتحاد عملی ملاها و آقاهای عالم, با خرجهای ملیون دلاری واسه فریب افکار عمومی, از مبارزا و آزادیخواها و اونا که ننشستن و ایستادن و به هر قیمت مقاومت میکنن, شیطان سازی میکنن و بقیه رو هم به نشستن و تن دادن به هر خفت و خواری و ادامه فقر و فساد و فحشا با اسامی شیک مسالمت و عدم خشونت و... دعوت میکنن تا مبادا قبه و بارگاهشون به خطر بیافته.اینجاست که باید از ته دل و اعماق ضمیر فریاد زد:
چه کسی میخواهد من و تو مانشویم؟ خانه اش ویران باد!
یاد شاعر برجسته میهنمون حمید مصدق رو در سالروز فقدانش ۷ آذر گرامی بداریم
|